سرگرمی جک دانستنی همه چی این جا هست... دیدنش مجانیه! جای خالی رو پر کنید
زندگی بدون........نمیشه
خیلی اتفاقی,خیلی اتفاق ها افتاد خیلی اتفاقی,خیلی راه ها را رفتیم خیلی اتفاقی,حرف هایی زدیم خیلی اتفاقی,حرف هایی شنیدیم خیلی اتفاقی,پا به مکان های مهمی گذاشتیم خیلی اتفاقی,تجربه های مهمی بدست اوردیم خیلی اتفاقی,چیز هایی اموختیم
خیلی اتفاقی فهمیدیم که هیچ کدام اتفاقی نبود
من دنبال یه پسر خوب معدب با شخصیت سربزیرو چشم پاک راستکو اهل کار خانواده دوست مهربون و........میگردم . . . . نه برای اینکه دوست پسرم بشه . . . . . . . یا شوهرم بشه ....نه بخدا.......خدا بسر شاهده واسه اینکه میخوام ببینم چه شکلیه اصلا بی خودی پرسه زدیم صبهمان شب بشود بی خودی حرص زدیم سهممان کم نشود ما خدا را با خود سردعوا بردیم وقسمها خوردیم ما حقیقت هارا زیره پا له کردیم وچقدر حظ بردیم روی هر حادثه ای حرفی از پول زدیم از شما می پرسم ما که را گول زدیم؟
داستان...... چهار نخبه که بیش از اندازه به خود اعتماد داشتند ونیازی به خواندن درس در خود نمیدیدند یک هفته قبل از امتحان به مسافرت میروند زمانی که باز می گردند متوجه می شوند که امتحان روزدوشنبه صبح بوده در حالی که انها فکر می کردند روز 3شنبه است بنابراین به فکر چاره افتادند وبه این نتیجه رسیدند که به استادشان دروغ کوچکی بگویند انها نزد استاد رفتند وبه او گفتند که به علت امادگی در امتحان یک هفته قبل به مسافرت رفتند وهنگام بر گشت لاستیک ماشین پنچر شد وبه علت نداشتن زاپاس نتوانستند به امتحان برسند بالاخره استاد میپذیرد که دوباره از انها امتحان بگیرد استاد عنوان می کنه بدلیل خاص بودن و خارج از نوبت بودن این امتحان باید هر کدام از دانشجوها توی یک کلاس بنشینند و امتحان بدهند که آنها به خاطر داشتن وقت کافی وآمادگی لازم باکمال میل قبول می کنند. برگه هارا میگیرند وشروع به پاسخ دادن میکنند امتحان تنها 2 سوال داشت سوال اول رارابه راحتی جواب میدهند که 5 نمره داشت به سراغ سوال دوم میروند که 95 نمره داشت سوال دوم اینگونه بود: کدام لاستیک پنچر شده بود؟ وهیچ امتحانی سخت تر از صداقت نیست
درباره وبلاگ به وبلاگ من خوش آمدید آخرین مطالب آرشيو وبلاگ نويسندگان پيوندها ![]()
![]() |
|||
![]() |