سرگرمی جک دانستنی همه چی این جا هست... دیدنش مجانیه!
نويسندگان كتاب "گرگ خاكستري: فرار آدولف" در كتاب خود ادعا كردند آدولف هيلتر خودكشي نكرده بلكه همراه همسر خود به آرژانتين فرار كرده و در آنجا به علت كهولت سن درگذشته است. در سال 1946 در سرت زاده شد؛ در سنت و ساختاری قبیله ای به جوانی رسید؛متأثر از جمال عبدالناصر به سال1969 کودتا کرد و با برانداختن حکومت ملک ادریس دولتی توتالیتر برپا کرد؛42 سال با کیش شخصیت بر کشور لیبی حکم راند؛ و امروز خبرگزاری ها از پایکوبی لیبیایی ها در مرگش، خبر و عکس و فیلم منتشر کردند. روز شمار سقوط دیکتاتور از رنج انقلابیون برای سرنگونی کسی حکایت دارد که یکی از طولانی ترین دیکتاتوری ها قرن بیستم را تاسیس کرد در جهان تعدادی کشور بسیار کوچک است که شاید تاکنون اسم آن ها را هم نشنیده باشید. کشورهایی که شاید کوچک و جمعیت کمی داشته باشند، و این باعث شده باشد که درباره آنها چیزی ندانید. در اینجا ما ده مورد از آنها را به شما معرفی میکنیم: حقایقی تازه از زندگی شخصی مهران مدیری كه اين روزها ادامه ساخت سريالش به بحران رسيده است هر سال جوايز و تنديسهاي مختلفي در جشنوارههاي جهاني به فيلمسازان و سينماگران اهدا ميشود كه به لحاظ اهميت هنري ميتوان از جشنوارههاي كن فرانسه با نشان نخل طلا، فستيوال برلين (خرس طلايي)، جشنواره ونيز ايتاليا (شير طلا) و ... نام برد، اما مراسم اسكار كه به صورت جشنواره برگزار نميشود، بيش از 5000 داور به آثار راي ميدهند و تنها نامزدهاي اوليه و برگزيدگاناش در روزهاي مختلفي اعلام ميشوند، تنديسي به نام «اسكار» به برگزيدگانش اعطا ميكند كه علاوه بر مطرح شدن برگزيدگاناش و تضمين آينده كاري آنها، سينماگران را در ادامه پرتوان مسير صنعت ـ هنر سينما ياري بسيار ميدهد.
رضاخان 11 و به روایتی12 فرزند داشت که نخستین پسرش ، محمدرضا بعد از او به سلطنت رسید. محمدرضا پس از فرار از ایران و سقوط رژیمش،به سرعت تنها شد و سران رژیمهای مصر و اردن و مغرب و مقامات امریکا دست از حمایتش برداشتند. او در سال 1359به دنبال گذراندن دوره سخت بیماری سرطان، دهها میلیارد سرمایه هایی را که از ایران برده بودبرای خانواده اش باقی گذاشت. صبح زود در کلاس باغ باغبان به شاخه ها و برگ ها و سبزه ها درس آب می دهد زنگ بعد، آسمان باز می کند کتاب ابر را درس آفتاب می دهد در کلاس باغ یک نفر همیشه دیر می رسد این صدای پای اوست! باز هم دویده است باد باز هم نفس نفس زنان رسیده است! *پشت صحنه دلم، حسین تولایی عقرب های کشتی بمبک ( رمان نوجوان) فرهاد حسن زاده نشر افق ما برای خودمان یک باند درست کرده بودیم. باند عقرب. بالاخره هر کس توی این دنیا یک دلخوشی ای دارد. دلخوشی خیلی خوش ما پاتوق مان بود که خیلی با حال بود. راسیاتش ما یک کشتی داشتیم که مال خودمان بود.اسمش را نهاده بودیم،بمبک. روزهای وسط هفته که کار و کاسبی خربا بود و از مرده ها چیزی نمی ماسید، می رفتیم بمبک و صفا می کردیم. بمبک یک لنج چوبی بی صاحب بود که لنگر انداخته بود به امان خدا کنار شط بهمنشیر. یعنی بی صاحب بی صاحب هم نبود. خبر داشتیم که مال عبدالرحمن بنی قوچ بود که شنیده بودیم به خطار ادم کشی افتاده زندان. آن هم زندان ابد. ما هم از صدقه سری زندان ابد آن ادم کش، صاحب یک کشتی بودیم که نه موتور داشت، نه بادبان. فقط بهترین جای دنیا بود برای مان. * عقرب های کشتی بمبک، فرهاد حسن زاده همیشه دلم می خواست مثل دو تا ادم حسابی، از همین پدر و فرزندهایی که توی فلیم ها دیده بودم، بنشینم و حرف بزنیم. دلم می خواست بدانم چی به چی است و ما کجای این روزگار هستیم. دلم می خواست از رازی که در سینه داشتم و داشت خفه ام می کرد حرف بزنم. فکر می کردم آدم یا نباید راز داشته باشد، یا اگر هم داشته باشد نباید توی سینه نگه دارد. فکر کردم راز هم مثل گاز است و شاید آدم را خفه کند. *عقرب های کشتی بمبک، فرهاد حسن زاده آموزش خواندن، روشن کردن آتش را می ماند؛ هر واژه که بر زبان رانده می شود، یک اخگر روشن کننده است. ویکتور هوگو در کتاب بینوایان فکر می کنم اگر خواب نبود، زندگی خیلی بد و کسل کننده می شد. چون نصف آرزوهای ادم تو خواب برآورده می شود. *عقرب های کشتی بمبک، فرهاد حسن زاده فکر می کنم اگر خواب نبود، زندگی خیلی بد و کسل کننده می شد. چون نصف آرزوهای ادم تو خواب برآورده می شود. *عقرب های کشتی بمبک، فرهاد حسن زاده آدم یا نمیرد، یا اگر مرد سنگ قبرش معلوم باشد. قبر مثل خانه آدم است. خانه اگر شماره و پلاک نداشته باشد، آبروریزی است. تازه بعضی ها خیلی به در و دیوار خانه می رسند. بعضی سنگ قبرها مرمرند. بعضی ها از بقیه بلندترند. شعر و خط و نقاشی دارند. این ها بیشتر حال می دهند. چون غیر از دوست ها و آشناها، آدم های غریبه هم می روند بالای سرشان و فاتحه می خوانند. *عقرب های کشتی بمبک، فرهاد حسن زاده این جا که جای خوبی نیست برای قایم شدن فیل ام جان! by: Elissambura .:: عمو سبزی فروش ترجمه شده به انگلیسی ::. Uncle vegetable seller Uncle vegetable seller درکدام جنگ ناپلئون مرد؟ در اخرین جنگش اعلامیه استقلال امریکا درکجا امضاشد؟ در پایین صفحه علت اصلی طلاق چیست؟ ازدواج علت اصلی عدم موفقیتها چیست؟ امتحانات چه چیزهایی را هرگز نمی توان درصبحانه خورد؟ نهار و شام چه چیزی شبیه به نیمی از یک سیب است؟ نیمه دیگر ان سیب اگر یک سنگ قرمز را در دریا بیندازید چه خواهد شد؟ خیس خواهد شد یک ادم چگونه ممکن است هشت روز نخوابد؟ مشکلی نیست شبها می خوابد چگونه می توانید فیلی را با یک دست بلند کنید؟ شما امکان ندارد فیلی را پیدا کنیدکه یک دست داشته باشد اگر در یک دست خود سه سیب و چهارپرتقال و در دست دیگر سه پرتقال و چهار سیب داشته باشید کلا چه خوهید داشت؟ دستهای خیلی بزرگ اگر هشت نفر در ده ساعت یک دیوار را بسازند چهارنفر ان را درچند ساعت خواهند ساخت؟ هیچچی چون دیوار قبلا ساخته شده چگونه می توانید یک تخم مرغ خام را به زمین بتونی بزنید بدون ان که ترک بردارد؟ زمین بتونی خیلی سخت است و ترک بر نمی دارد
فقط بخوانيد و بخنديد Keyboard چه کسي برنده شد؟ Communication Board کاميون کي شن ها رو برد؟ Morphine بايد بيشتر فين کني. MissCall دختر نا بالغ را گويند. Freezer حرف مفت Suspicious به لهجه اصفهاني: ساس از بقيه ي حشرات جلو تر است. Johnny Depp قاتل افسرده Acer اي آقا! Welcome دهن لق Manual من و بقيه Accessible عکس سيبيل Refer فر کردن مجدد مو See you later لات تر به نظر مياي! Good Setting آن سه چيزِ نيک را گويند: گفتار نيک – کردار نيک -پندار نيک. Piece of a man who owns a locker مرتيکه لاکردار! Above Border فرامرز Insecure اين سه نابينا Business اشاره به بوزينه در گويش اصفهانى. Legendary اداره? محافظت از لجن و کثافات شهري Subsystem صاحب دستگاه Velocity شهري که مردم آن از هر موقعيتي براي ولو شدن استفاده ميکنند Comfortable بفرماييد سر ميز Long time no see دارم لونگ ميپيچم، نگاه نکن! Cambridge شهري که تعداد پلهايش انگشت شمار است. Categorize نوعي غذاي شمالي که با برنج و گوشت گراز طبخ ميشود. Jesus در اصفهان به بچه گويند که دست به چيز داغ نزند. Hairkul آنکه روي شانههايش مو دارد Watergate دروازه دولاب UNESCO يونس کجاست؟ Finland سرزميني که مردمانش مشکل گرفتگي بيني دارند Damn You All دم همتون گرم Latino لات بازي ممنوع Godzilla خداي استفاده کردن از مرورگر موزيلا Savage Blog ساوجبلاغ Betamethasone منطقه اى در معرض بتا و از اين دست امواج
آب رادیاتور ماشین بخور محتاج نامردان نباش!
آدم دیوانه را بنگی بس است خانه پرشیشه را سنگی بس است! اتوبوس من غصه نخور،منم یه روز بزرگ میشم!(ژیان) اگر از عشقت نکنم گریه و زاری / به جهنم که مرا دوست نداری! اگه الله کند یاری / چه اف باشد چه سوسماری! اگر خواهی بمیری بی بهانه / بخور ماست وخیار وهندوانه! التماس۲A! ای بلبل اگر نالی من با تو هم آوازم / تو عشق گل داری،من عشق گل اندامی! ای روزگار / با ما شدی ناسازگار! بپر بالا که گیر نمیاد! باغبان در را مبند من مرد گلچین نیستم / من خودم گل دارم و محتاج یک گل نیستم! بحث۳۰یا۳۰ ممنوع! بخور و بخواب کارمه / الله نگهدارمه! به مادرت رحم کن کوچولو! تا جام اجل نکردم نوش / هرگز نکنم تو را فراموش! تا سگ نشوی کوچه و بازار نگردی / تا کوچه و بازار نگردی نشوی گرگ بیابان! تاکسی نارنجی / از من نرنجی! تجربه نام مستعاری است که بر خطاهای خود میگذاریم! جون من داداش یه خورده یواش! جهان باشد دبستان و همه مردم دبستانی / چرا باید شود طفلی ز روز امتحان غافل؟!! داداش مرگ من یواش / امان از دست گلگیر ساز و نقاش! دختر ار بهر عفت میکند چادر به سر / نامه را از زیر چادر میدهد دست پسر! درخت مکر زن صد ریشه دارد / فلک از دست زن اندیشه دارد! در طواف شمع میگفت این سخن پروانه ای / سر پیچ سبقت نگیر جانا مگر دیوانه ای! دلبرا دل به تو دادم که به من دل بدهی / دل ندادم که به من ساندوچ و دلمه دهی! دلبری دارم چو مار عینکی / خوشگل وزیبا ولی کم پولکی! دنبالم نیا آواره میشی! .دنیا همه هیچ و اهل دنیا همه هیچ / ای هیچ تر از هیچ تو بر هیچ مپیچ! دودوتا هفتا کی به کیه! حالا که خر تو خره ماهم پیرایدم(ژیان) رخش بی قرار! رقیف بی کلک مادر! رنج گل بلبل کشید و برگ گل را باد برد / رنج دختر مادر کشید و لذتش داماد برد! رود میرود اما ریگذارش میماند! زندگی بدون عشق مثل ساندوچ بدون نوشابه هست! زندگی بدون عشق مانند شلوار بدون کش هست! «zoor nazan farsi neveshtam» ژیان عشقت مرا بیچاره بنمود / ز شهر و خانه ام آواره بنمود! سر پایینی نوکرتم / سر بالایی شرمندتم(ژیان) شب و روز رانندگی در جاده ها کار من است / از خطر باکی ندارم جون خدا یار من است! شکر بترازوی وزارت برکش / شو همره بلبل بلب هر مهوش! (اینو برعکس هم که بخونی همین میشه) عشق میکروبی است که از راه چشم وارد میشود و قلب را عاشق میکند! قربان وجودی که وجودم ز وجودش بوجود آمده است! کوه از بالا نشینی رتبه ای پیدا نکرد / جاده از افتادگی از کوه بالا میرود! گاز دادن نشد مردی / عشق آن است که بر گردی! گدایان بهر روزی طفل خود را کور میخواهند / طبیبان جملگی خلق را رنجور میخواهند! تمام مرده شویان راضیند بر مردن مردم بنازم مطربان را که خلق را مسرور میخواهند! گلگیرم ولی گل نمیگیرم! نوکرتم ننه! یه بار پریدی موتوری دو بارپریدی موتوری آخر می افتی موتوری! در صف طولانی بهشت، در روز قیامت یک راننده اتوبوس در جلو و یک کشیش پشت سر راننده ایستاده بودند. نوبت راننده که رسید فرشتهای نگاهی عمیق به کارنامهاش انداخت و بهش گفت: شما بفرمائید بهشت. نوبت کشیشه که رسید فرشته نگاهی به کارنامهاش کرد و بی معطلی گفت: شما برید جهنم که به خدمتتون برسند. کشیشه تا اینو شنید صدای اعتراضش بلند شد که: این بی عدالتیه که این یارو ، راننده اتوبوس به بهشت بره و من به جهنم. من که تمام عمرم را تو کلیسا صرف عبادت خدا کردهام. فرشته با مهربانی بهش گفت: ببین، اون یارو رانننده اتوبوس وقتی رانندگی میکرد تمام سرنشینان اتوبوس هر کاری داشتند ول میکردند فقط دعا میکردند ولی تو ، وقتی موعظه میخوندی تمام کسانی که تو کلیسا بودند خوابشون میگرفت. بچه ۲۴ ساعت نیست به دنیا اومده ، برگشته بهم میگه نمیتونه راه بره ؟ گفتم پـَـــ نــه پـَـــ فقط میتونه پشتک بزنه !
گفتم : از صدای سخنش ندیدم خوشتر ! گفت عشق رو میگی ؟ گفتم پـَـــ نــه پـَـــ صدای خروپف بابام رو میگم !
سگ خریدیم اندازه خر ، بستیمش توی باغ ! اومده میگه اینو خریدید واسه امنیت ؟ گفتم پـَـــ نــه پـَـــ خریدیم باغو بیل بزنه !
بهش گفتم سی دی مادربردت رو بده کار ضروری دارم ؟ رفت خونه و بعد دو ساعت اومده میگه همونی که روش نوشته Gigabyte ؟ گفتم پـَـــ نــه پـَـــ همونی که نوشته گلچین شاد بندری ۹۰ !
بهش گفتم هفته بعد تولدمه ! گفت یعنی باید کادو بخرم واست ؟ گفتم پـَـــ نــه پـَـــ خواستم اطلاعات عمومیت بالا بره !
از این زنبور خرکیا دستمو نیش زده ، اومده میگه نیشت زد ؟ گفتم پـَـــ نــه پـَـــ نازم کرد !
داریم میریم پیست اسکی ! میبینه روی باربند وسایل اسکی بستیم باز میگه دارید میرید اسکی ! گفتم پـَـــ نــه پـَـــ داریم میریم منچ بازی کنیم اون وسایل هم نکات انحرافی هستن !
مادربزرگم آلزایمر گرفته ! فامیلمون میگه اثرات پیریه ؟ گفتم پـَـــ نــه پـَـــ بسوزه پدر عاشقی !
رفتیم امتحان رانندگی ! یارو نشست پشت فرمون و تا اومده استارت بزنه ماشین ۲ متر پرید جلو ! سرهنگ به یارو گفت برو پایین ! گفت یعنی رد شدم ؟ گفت پـَـــ نــه پـَـــ شما ندید قبولی !
داره بارون میاد به مامانم میگم سقف سوراخه ! میگه داره آب میچکه ؟ گفتم پـَـــ نــه پـَـــ داره ازش هوا میره بیرون !
یارو با صورت رفته توی تیر چراغ برق ، نصف صورتش خراشیده شده ؟ برگشته میگه خیلی معلومه ؟ گفتم پـَـــ نــه پـَـــ فقط از ۱ کیلومتری معلوم نیست !
از دماغم داره خون میچکه و بدو بدو دارم میرم طرف دستمال کاغذی ! وسط راه جلومو سد کرده میگه چی شده ؟ خون میاد ؟ دستمال میخوای ؟ گفتم پـَـــ نــه پـَـــ شیر دماغم خراب شده دارم میرم لوله کش بیارم !
رفته تو اتاق پروو لباس رو پوشیده ، اومده بیرون میگه میاد بهم ؟ گفتم پـَـــ نــه پـَـــ داره میره ، بدو تا فرار نکرده یه جور از دلش دربیار !
از گوگل سایت رو باز کردم ، نوشته آیا میخواهید وارد سایت شوید ! گفتم پـَـــ نــه پـَـــ مثل اینکه زنگو اشتباه زدم با طبقه بالایی کار دارم ، ببخشید دیگه تکرار نمیشه !
مامور آمار : شما فرزند خانواده هستید ؟ پـَـــ نــه پـَـــ من پدر خانواده ام ولی خیلی خوب موندم اصلا شکسته نشدم !
فامیلمون اومده خونمون میگه از وقتی بخاری گذاشتین خونتون اینقدر گرم شده ؟ گفتیم پـَـــ نــه پـَـــ از وقتی توی کانون فرهنگی آموزش ثبت نام کردیم !
کیف گرفتم دستم همسایه میگه داری میری دانشگاه ؟ گفتم پـَـــ نــه پـَـــ داریم میرم مهد کودک امروز کلاس خمیربازی داریم !
لوله کش اومده خونمون میگه لوله های آب چکه میکنن ؟ گفتم پـَـــ نــه پـَـــ سیمای برقمون سوراخ شدن گاهی بعضی چیزا رو شما آقایون بدونید بد نیست هاااااااااااا.... چرا مردان زنان باهوش را دوست دارند؟ بخاطر اینکه دو قطب غیر همنام همدیگر را می ربایند. زن خودش را زیباتر میکند چون خوب فهمیده که چشم مرد تکامل یافته تر از عقل اوست. هيچ فكر كردي چرا خدا مرد را قبل از زن خلق كرد ؟ زیرا قبل از خلق هر شاهكاري يك چرك نويس هم لازمه... حتما این حقیقتو شنیدین که می گن قلب دختر خانوما مثل قبرستون می مونه آخه هرکسی نمی تونه واردش بشه و اگر کسی وارد بشه تا ابد همونجا می مونه ..... امااااااااااااا قلب پسرا مثل هتل چهار ستاره است همش در ورودیش شلوغه هیج کسی تو هتل نمی تونه زیاد بمونه... ونتیجه اخلاقی اینکه پسراااااااااااااااا اصلا عاطفه ندارن ..... یک مهندس طراحی در انگلیس موفق به ساخت خانهای از کاغذ و روزنامه شده است. این خانه که از کارت، مقوا و روزنامههای بازیافتی ساخته شده، عنوان نخستین خانه «کاغذ دیواری» را به خود اختصاص داده است. گرد نیمولر، درباره طرح ابداعی خود که آن را «خانه جهانی» نامیده است، گفت: از این طرحی جدید ساختمانی میتوان با هزینه کم افراد فقیر و بیخانمان را صاحبخانه کرد و گزینهای ارزان قیمت برای خانهدار شدن افراد بیبضاعت است. نیمولر با همکاری و حمایت یک آژانس توسعه آلمانی موسوم به GTZ موفق به ساخت خانه کاغذی شده است. وزن این خانه کاغذی به سختی به ۸۰۰ کیلوگرم میرسد و مساحت آن ۳۶ مترمکعب است. این ساختار به راحتی قابل مونتاژ کردن، سازگار با محیط زیست و ضد زمین لرزه است. طراح خانه کاغذی اظهار کرده است که این ساختار در برابر فشار و حرارت مقاوم است. اولین درخواست کنندگان این خانههای جدید برای خرید، تولید کنندگان نفت ایالتی دلتا در نیجریه و آنگولا هستند.
(قوم مایا : یکی از عجایب این قوم ایجاد تقویم کسوف و خسوف قرن بود که امروزه قوی ترین کامپیوتر ها نیز نمی توانند آن را محاسبه کنند.) زمانی که قاره آمریکا کشف شد، در آمریکای لاتین اقوامی زندگی می کردند که اگر چه به نظر وحشی می آمدند ، اما در زمینه ی نجوم پیشرفت چشمگیری کرده بودند ، دقت و اندازه گیری آن ها به حدی بود که تا به امروز کسی موفق به کشف راز موفقیت آن ها نشده است. طبق تحقیقات ، آخرین باز ماندگان آنها در شیلی زندگی می کنند، اما از تمدن قدیم مایا ها دیگر چیزی باقی نمانده است. یکی از عجایب کار این قوم ایجاد تقویمکسوف و خسوف قرن بود که امروزه قوی ترین کامپیوتر ها نیز نمی توانند به راحتی آن را محاسبه کنند.مایا ها آغاز جهان را در حدود 20000 سال پیش می دانستند که می توان آن را جزء معدود ترین اشتباهاتشان به شما آورد. اما جالب آنکه پایان جهان را 21 آوریل 2012 دانستند. ضمنا قوم مایا یک تقویم سنگی ساخته بودند که از دو دایره تشکیل شده بود که یکی از آن ها کوچکتر از دیگری بود و در داخل دایره دیگر قرار می گرفت. دایره بزرگتر 365 دندانه و دایره کوچکتر 12 دندانه داشت که علامت روز ها و ماه ها بودند!!!!!!!!!!!!هر وقت دو تا دندانه علامت دار به هم می رسید ، یک کسوف اتفاق می افتاد. آخرین کتاب مایا ها که به زبان خاصی نوشته شده بود، توسط بک کشیش پرتغالی که برای تبلیغ دین مسیح به آنجا رفته بود، به آتش کشیده شد و این کار سند بسیار مهمی برای کشف اسرار این قوم مرموز از بین رفت. البته چند جلد از این کتاب ها نجات پیدا کرد ، اما هنوز قوم مایا و راز پیشرفت آنان در نجوم در هاله ای از ابهام قرار دارد. سمندر سیاه آلپ با نام علمی( Alpine Salamander (Salamandra atra یک سمندر براق میباشد که در شرق و مرکز رشته کوههای آلپ و در بلندیهای بالای 700 متر یافت میشود. سمندر بزرگسال بین 9 تا 14 سانتی متر درازای آن میباشد و طول عمر آنها کمتر از 10 سال میباشد. این جانور یک دوزیست و زنده زا ( ovoviviparous amphibian) میباشد.(جانورى که دردرون شکم تخم مىگذارد و بچه خود را درهمان جا ازتخم بيرون مىآورد). این سمندر دارای طولانی ترین دوره بارداری میباشد که در بلندیهای 650 تا 1000 متری بارداریش 2سال و در بلندیهای 1400 تا 1700 متری بارداریش 3 سال طول میکشد.
- روزهاي تعطيل مثل بقيه روزها ساعتتون رو كوك كنين تا همه از خواب بپرن! اين روش براي افرادي كه غير از ساديسم ، رگه هايي از مازوخيسم هم دارن پيشنهاد ميشه! 2- سر چهارراه وقتي چراغ سبز شد دستتون رو روي بوق بذارين تا جلويي ها زودتر راه بيفتن! 3- وقتي مي خواين برين دستشویی ، با صداي بلند به اطلاع همه برسونين! 4- وقتي از كسي آدرسي رو ميپرسين بلافاصله بعد از جواب دادنش جلوي چشمش از يه نفر ديگه بپرسين! 5- كرايه تاكسي رو بعد از پياده شدن و گشتن تمام جيبهاتون ، به صورت اسكناس هزاري پرداخت كنين! 6- همسرتون رو با اسم همسر قبليتون صدا بزنين! 7- جدول نيمه تمام دوستتون رو حل كنين! 8- توي اتوبان و جاده روي لاين منتهي اليه سمت چپ با سرعت 50 كيلومتر در ساعت حركت كنين! 9- وقتي عده زيادي مشغول تماشاي تلويزيون هستن مرتب كانال رو عوض كنين! 10- از بستني فروشي بخواين كه اسم 54 نوع از بستنيها رو براتون بگه! 11- در يك جمع ، سوپ يا چايي رو با هورت كشيدن نوش جان كنين! 12- به كسي كه دندون مصنوعي داره بلال تعارف كنين! 13- وقتي از آسانسور پياده ميشين دكمه هاي تمام طبقات رو بزنين و محل رو ترك كنين! 14- وقتي با بچه ها بازي فكري مي كنين سعي كنين از اونها ببرين! 15- موقع ناهار توي يك جمع ، جزئيات تهوع و استفراغي كه چند روز پيش داشتين رو با آب و تاب تعريف كنين! 16- ايده هاي ديگران رو به اسم خودتون به كار ببرين! 17- بوتيك چي رو وادار كنين شونصد رنگ و نوع مختلف پيراهنهاش رو باز كنه و نشونتون بده و بعد بگين هيچكدوم جالب نيست و سريع خارج بشين! 18- شمعهاي كيك تولد ديگران رو فوت كنين! 19- اگه سر دوستتون طاسه مرتب از آرايشگرتون تعريف كنين! 20- وقتي كسي لباس تازه مي خره بهش بگين خيلي گرون خريده و سرش كلاه رفته! 21- صابون رو هميشه كف وان حمام جا بذارين! 22- روي ماشينتون بوقهاي شيپوري نصب كنين! 23- وقتي دوستتون رو بعد از يه مدت طولاني مي بينين بگين چقدر پير شده! 24- وقتي كسي در يك جمع جوك تعريف مي كنه بلافاصله بگين خيلي قديمي بود! 25- چاقي و شكم بزرگ دوستتون رو مرتب بهش يادآوري كنين! مد لباس مد لباس مد لباس موبایل فیلم سریال - روزهاي تعطيل مثل بقيه روزها ساعتتون رو كوك كنين تا همه از خواب بپرن! اين روش براي افرادي كه غير از ساديسم ، رگه هايي از مازوخيسم هم دارن پيشنهاد ميشه! 2- سر چهارراه وقتي چراغ سبز شد دستتون رو روي بوق بذارين تا جلويي ها زودتر راه بيفتن! 3- وقتي مي خواين برين دستشویی ، با صداي بلند به اطلاع همه برسونين! 4- وقتي از كسي آدرسي رو ميپرسين بلافاصله بعد از جواب دادنش جلوي چشمش از يه نفر ديگه بپرسين! 5- كرايه تاكسي رو بعد از پياده شدن و گشتن تمام جيبهاتون ، به صورت اسكناس هزاري پرداخت كنين! 6- همسرتون رو با اسم همسر قبليتون صدا بزنين! 7- جدول نيمه تمام دوستتون رو حل كنين! 8- توي اتوبان و جاده روي لاين منتهي اليه سمت چپ با سرعت 50 كيلومتر در ساعت حركت كنين! 9- وقتي عده زيادي مشغول تماشاي تلويزيون هستن مرتب كانال رو عوض كنين! 10- از بستني فروشي بخواين كه اسم 54 نوع از بستنيها رو براتون بگه! 11- در يك جمع ، سوپ يا چايي رو با هورت كشيدن نوش جان كنين! 12- به كسي كه دندون مصنوعي داره بلال تعارف كنين! 13- وقتي از آسانسور پياده ميشين دكمه هاي تمام طبقات رو بزنين و محل رو ترك كنين! 14- وقتي با بچه ها بازي فكري مي كنين سعي كنين از اونها ببرين! 15- موقع ناهار توي يك جمع ، جزئيات تهوع و استفراغي كه چند روز پيش داشتين رو با آب و تاب تعريف كنين! 16- ايده هاي ديگران رو به اسم خودتون به كار ببرين! 17- بوتيك چي رو وادار كنين شونصد رنگ و نوع مختلف پيراهنهاش رو باز كنه و نشونتون بده و بعد بگين هيچكدوم جالب نيست و سريع خارج بشين! 18- شمعهاي كيك تولد ديگران رو فوت كنين! 19- اگه سر دوستتون طاسه مرتب از آرايشگرتون تعريف كنين! 20- وقتي كسي لباس تازه مي خره بهش بگين خيلي گرون خريده و سرش كلاه رفته! 21- صابون رو هميشه كف وان حمام جا بذارين! 22- روي ماشينتون بوقهاي شيپوري نصب كنين! 23- وقتي دوستتون رو بعد از يه مدت طولاني مي بينين بگين چقدر پير شده! 24- وقتي كسي در يك جمع جوك تعريف مي كنه بلافاصله بگين خيلي قديمي بود! 25- چاقي و شكم بزرگ دوستتون رو مرتب بهش يادآوري كنين! نیمه شب پریشب گشتم دچار کابوس دیدم به خواب حافط توی صف اتوبوس گفتم: سلام حافظ، گفتا: علیک جانم گفتم: کجا روی ؟ گفت: والله خود ندانم گفتم: بگیر فالی گفتا: نمانده حالی گفتم: چگونه ای؟ گفت: در بند بی خیالی گفتم: که تازه تازه شعر و غزل چه داری؟ گفتا: که می سرایم شعر سپید باری گفتم: ز دولت عشق، گفتا: کودتا شد گفتم: رقیب، گفتا: کله پا شد گفتم: کجاست لیلی؟ مشغول دلربایی؟ گفتا: شده ستاره در فیلم سینمایی گفتم: بگو، زخالش، آن خال آتش افروز؟ گفتا: عمل نموده، دیروز یا پریروز گفتم: بگو، ز مویش گفتا که مش نموده گفتم: بگو، ز یارش گفتا ولش نموده گفتم: چرا؟ چگونه؟ عاقل شده مجنون؟ گفتا: شدید گشته معتاد گرد و افیون گفتم: کجاست جمشید؟ جام جهان نمایش؟ گفتا: خریده قسطی تلویزیون به جایش گفتم: بگو، ز ساقی حالا شده چه کاره؟ گفتا: شدست منشی در دفتر اداره گفتم: بگو، ز زاهد آن رهنمای منزل گفتا: که دست خود را بردار از سر دل گفتم: ز ساربان گو با کاروان غم ها گفتا: آژانس دارد با تور دور دنیا گفتم: بگو، ز محمل یا از کجاوه یادی گفتا: پژو، دوو، بنز یا گلف نوک مدادی گفتم: که قاصدک کو آن باد صبح شرقی گفتا: که جای خود را داده به فاکس برقی گفتم: بیا ز هدهد جوییم راه چاره گفتا: به جای هدهد، دیش است و ماهواره گفتم: سلام ما را باد صبا کجا برد؟ گفتا: به پست داده، آورد یا نیاورد؟ گفتم: بگو، ز مشک آهوی دشت زنگی گفتا: که ادکلن شد در شیشه های رنگی گفتم: سراغ داری میخانه ای حسابی؟ گفتا: آنچه بود ار دم گشته چلوکبابی گفتم: بیا دوتایی لب تر کنیم پنهان گفتا: نمی هراسی از چوب پاسبانان؟ گفتم: شراب نابی تو دست و پا نداری؟ گفتا: که جاش دارم و افور با نگاری گفتم: بلند بوده موی تو آن زمان ها گفتا: به حبس بودم از ته زدند آنها گفتم: شما و زندان؟ حافظ ما رو گرفتی؟ گفتا: ندیده بودم هالو به این خرفتی! مد لباس جام جهانی عکس و ... دیروز داشتم قدم میزدم خوردم به یک سوپری زیر پل گیشا، چیزهای جالبی نوشته بود: سیگار نداریم! برای سلامتی همشهریان عزیز سوسیس و کالباس در این مغازه فروخته نمیشود! خیلی هم برای ژست و کلاس ننوشته بودند؛ پلاکاردی کاغذی بود و با ماژیک روی آن نوشته بودند. به نظرم خیلی جالب آمد که کسی برای سلامتی دیگران از جیب خودش مایه بگذارد. آخ که این روزا عجیب دلتنگم و دلم گرفته مثل هوای این روزا گرفته و هوای باریدن داره میرم یه جای خلوت جایی که همه شهرو ببینم از ماشین پیاده می شم ، میرم زیر بارون تا جسمم با روحم یکی بشه خیسه خیس کسی نیست ، سوت و کور .... کسی هم بیاد نمی فهمه اشک سرتا پامو خیس کرد یا بارون ! با بارون همراه و هم نوا می شم ، بارون هم کم میاره ! حالم از پرسیدن گذشته طاقتم روزه به روز کمتر میشه خاطراتم رو ورق می زنم تا گوشه ایی از دلتنگیم کم بشه ، ولی نمی شه بی تاب شدم بی تاب دیدنت ... پیغامگیر حافظ
رفته ام بيرون من از کاشانه ي خود غم مخور!
تا مگر بينم رخ جانانه ي خود غم مخور!
بشنوي پاسخ ز حافظ گر که بگذاري پيام
زآن زمان کو باز گردم خانه ي خود غم مخور !
پيغام گير سعدي:
از آواي دل انگيز تو مستم
نباشم خانه و شرمنده هستم
به پيغام تو خواهم گفت پاسخ
فلک را گر فرصتي دادي به دستم
پيغام گير فردوسي :
نمي باشم امروز اندر سراي
که رسم ادب را بيارم به جاي
به پيغامت اي دوست گويم جواب
چو فردا بر آيد بلند آفتاب
پيغام گير خيام:
اين چرخ فلک عمر مرا داد به باد
ممنون توام که کرده اي از من ياد
رفتم سر کوچه منزل کوزه فروش
آيم چو به خانه پاسخت خواهم داد!
پيغام گير منوچهري :
از شرم به رنگ باده باشد رويم
در خانه نباشم که سلامي گويم
بگذاري اگر پيغام پاسخ دهمت
زان پيش که همچو برف گردد رويم!
پيغام گير مولانا :
بهر سماع از خانه ام رفتم برون.. رقصان شوم!
شوري برانگيزم به پا.. خندان شوم شادان شوم !
برگو به من پيغام خود..هم نمره و هم نام خود
فردا تو را پاسخ دهم..جان تو را قربان شوم!
پيغام گير بابا طاهر:
تليفون کرده اي جانم فدايت!
الهي مو به قوربون صدايت!
چو از صحرا بيايم نازنينم
فرستم پاسخي از دل برايت !
پيغام گير نيما :
چون صداهايي که مي آيد
شباهنگام از جنگل
از شغالي دور
گر شنيدي بوق
بر زبان آر آن سخن هايي که خواهي بشنوم
در فضايي عاري از تزوير
ندايت چون انعکاس صبح آزا کوه
پاسخي گيرد ز من از دره هاي يوش
پيغام گير شاملو :
بر آبگينه اي از جيوه ء سکوت
سنگواره اي از دستان آدميت
آتشي و چرخي که آفريد
تا کليد واژه اي از دور شنوا
در آن با من سخن بگو
که با همان جوابي گويم
تآنگاه که توانستن سرودي است
پيغام گير سايه :
اي صدا و سخن توست سرآغاز جهان
دل سپردن به پيامت چاره ساز انسان
گر مرا فرصت گفتي و شنودي باشد
به حقيقت با تو همراز شوم بي نياز کتمان
پيغام گير فروغ :
نيستم.. نيستم..اما مي آيم.. مي آيم ..مي آيم
با بوته ها که چيده ام از بيشه هاي آن سوي ديوار مي آيم.. مي آيم ..مي آيم
و آستانه پر از عشق مي شود
و من در آستانه به آنها که پيغام گذاشته اند
سلامي دوباره خواهم داد
درباره وبلاگ به وبلاگ من خوش آمدید آخرین مطالب آرشيو وبلاگ نويسندگان پيوندها ![]()
![]() |
|||
![]() |